چند باغ در بهشت وجود دارد؟

 

 

 

سوال:

چند باغ در بهشت وجود دارد؟

یک (سوره 29 آیه 73، سوره 41 آیه 30، سوره 57 آیه 21، سوره 79 آیه 41) یا زیادتر (سوره 18 آیه 31، سوره 22 آیه 23، سوره 35 آیه 333)؟

پاسخ:

در هیچ یک از چند آیه اوّل، سخن از یک باغ در بهشت نشده، تنها از بهشت سخن گفته شده که جایگاه نیکوکاران است. به عبارت دیگر در دستة اوّل آیات تنها از اصل وجود جایگاهی به نام بهشت سخن گفته، نه از تعداد، اما در برخی آیات دیگر از مراتب و تعداد سخن گفته شده است؛ بنابر این دو گروه از آیات نیز نمیتواند مقصود تناقضجو را برآورده سازد.

توضیح بیشتر در مورد آیات بهشت:

از آنجا که افراد از جهت ایمان دارای مراتب مختلف می باشند، قطعاً در آخرت نیز متناسب با مرتبة و درجة ایمان و تقوای آنها، دارای مراتب و درجات خواهند بود. برخی از آنها که اساساً ایمان ندارند، در جهنم وارد می شوند و آنهایی که ایمان دارند و به بهشت می روند نیز مقام و مرتبة آنها یکسان نیست.

برخی در بالاترین سطح بوده و برخی در پایینترین سطح هستند، پس اگر در برخی آیات تنها از اصل وجود بهشت سخن می رود، منظور چیزی غیر از جهنم است، ولی خود بهشت دارای مراتب گوناگون می-باشد و این در آیات دیگر بیان شده است، به طور مثال گفته می-شود فلانی در دانشگاه قبول شد. همه می دانند که دانشگاه شامل بسیاری از ادنشکدهها می شود که رشتههای مختلف در آن وجود دارد و مراتب آنها نیز متفاوت است.

واژة بهشت نیز این گونه است، چون بهشت فردوس و بهشت عدن و... که هر کس متناسب با اعمال و رفتار و ایمان خود در یکی از این بهشتها وارد می شود.

__________________

حدیثی از پیامبر اکرم(ص):

سرکشی، آفت شجاعت است-- تفاخر، آفت شرافت است -- منّت ، آفت بخشش است -- خود پسندی، آفت زیبایی است -- دروغ ، آفت سخن گفتن است -- فراموشی، آفت دانش است -- سفاهت ، آفت بردباری است -- اسراف آفت بخشش است -- هوس آفت دین است.

 

 

سوال:

روز قیامت مردم چند دسته می شوند؟

در (سوره 56 آیه 7) ادعا می کند که در روز قیامت مردم سه دسته میشوند، اما در (سوره 90 آیات 18-19، سوره 99 آیات 6-7) تنها دو گروه را بر میشمرد.

پاسخ:

اینکه در آیات دیگر فقط دو دسته از انسانها را برشمرد، تناقض میشود؟

مگر منحصر در این دو دسته شدهاند تا با تقسیمبندی به سه دسته تناقض باشد؟

ادعای تناقضجو که مدعی تناقض در این دو دسته آیات است، از چند جهت اشکال دارد:

1ـ در دستة دوم از آیات سخن از انحصار انسان در دو دسته نیست، بلکه فقط دو دسته از انسانها ذکر شدهاند.

2ـ در آیات دستة دوم، دو گروه از انسانها ذکر شدهاند و از گروه سوم سخن به میان نیامده است، همان گونه که ممکن است در جایی بیست نفر نشسته باشند، اما کسی به دلیل خاص بگوید: در این اتاق وزیر امور خارجه ایران و مثلاً وزیر کشور سوریه حضور دارند و از بقیه نام نبرد. آیا این تناقض است؟

3ـ دستهبندی و تقسیمبندی انسانها میتواند از جهات مختلف صورت گیرد و هر کدام میتواند اقسام مختلف داشته باشند، مثل انسانهای سیاه، سفید، سرخ، زرد، یا در تقسم دیگر ایرانی، عراقی، لبنانی، کویتی و... نیز آسیایی، اروپایی، آمریکایی و...

4ـ آیات دسته دوم اصلاً در صدد تقسیمبندی انسانها نیست تا بگوییم که تنها از تقسیم به دو دسته انسانها خبر داده است، بلکه آیات در بیان توصیف حال دو گروه از انسانها هستند: انسانهای بدکار و انسانهای نیکوکار.

کاملاً روشن است که انسانهای بدکار و نیکوکار میتوانند نیز اقسام و مراتبی داشته باشند، اما این آیات فعلاً از این مراتب سخن نمیگوید.

کاملاً روشن است که انسانهای مقرّب در دستة نیکوکاران هستند که از مرتبة بالاتر برخوردارند و این مسئله در آیه اوّل (56/ آیه 7) آمده است.

حال تناقضجو چگونه با این همه اشکالاتی که بر او وارد است، همچنان تناقض میبیند، خدا عالم است!

__________________

حدیثی از پیامبر اکرم(ص):

سرکشی، آفت شجاعت است-- تفاخر، آفت شرافت است -- منّت ، آفت بخشش است -- خود پسندی، آفت زیبایی است -- دروغ ، آفت سخن گفتن است -- فراموشی، آفت دانش است -- سفاهت ، آفت بردباری است -- اسراف آفت بخشش است -- هوس آفت دین است

 

/ 0 نظر / 4 بازدید