شعری در وصف کامپیوتر

 

 

 

گفتیم آسان می شود ، با کامپیوتر کارها

دیدیم این افزار نو ، افزود بر دشوارها

گفتیم تغییری کند ، حال و هوای زندگی

ماندیم محروم از نفس ، در پرده ی پندارها

گفتیم آسان می شود ، با کامپیوتر کارها

دیدیم این افزار نو ، افزود بر دشوارها

گفتیم تغییری کند ، حال و هوای زندگی

ماندیم محروم از نفس ، در پرده ی پندارها

افشای عیب دیگران ،عیب است می دانم ، ولی

دارم شکایت روز و شب ،از دست نرم افزارها

پی سی مرا دیوانه کرد، ای آشنایان چاره ای

کم مانده از هم بگسلد ، هم پودها هم تارها

از بس پرینتر پشت هم ، بلغور ِ کاغذ می کند

دارد پیاپی روز و شب ، مثل شترنشخوارها



کیبُرد چون آکاردئون ، هر لحظه سازی می زند

با شیون سنتورها ، با غن غن ِمزمارها

در سرزمین ِداده ها ، ویروس ها پیکار جو

ویروس کُش ها هم همه ، در مانده از پیکار ها

دانی چه شد؟ این نا خلف ، لجبازی اش آغاز شد

من ماندم و نا باوری ، تردید ها ، تکرار ها

رفتم که اصلاحش کنم ، از دست من دیوانه شد

رو کرد روی دسک تاپ ، بر ضدّ من اخطار ها

با یک کلیک نا بجا ، شد فایل ها یم جا به جا

تقویم ها ، تصویر ها ، پیوست ها ، آمار ها


هر دکمه ای را می زنم ، او می رود جائی دگر

از سمت من اصرار ها ، از سوی او انکار ها

ورت حساب آب را ، با خاک قاطی می کند

درهم شده ، برهم شده ، انکار ها ، اقرار ها

این جعبه ی جادو فقط ، با بنده دارد دشمنی

ور نه چرا با دیگران ، بد نیست در دیدار ها

هر کس که بنشیند دمی ، در خدمت لپ تاپ من

انگار عادت می کند ، با این ادا اطوار ها

ماشین بنا بر عادتش ، احساس را گم می کند

ما آدمیزادان چرا ، قهریم با معیار ها

غافل شدیم از همّ و غم ، اصلا"نمی آید به هم

پندار ها ، رفتار ها ، گفتار ها ، کردار ها

 

 

/ 0 نظر / 19 بازدید